موسسه ماه مهر

۲۲ آذر ۱۳۹۶

لاله اسکندری:آثارم بین عکاسی و نقاشی شناور است

files_magazinContents_297228image[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpeg
لاله اسکندری ، هنرمند نام آشنای عرصه سینما که این روزها نمایشگاه عکس مشترکی با برادرش برگزار کرده است عقیده دارد که عکس‌هایش بین عکاسی و نقاشی شناور است تا آنجا که برخی از عکس‌هایش به تابلوی نقاشی نزدیک‌ شده‌اند.به گزارش موسسه ماه مهر به نقل از خبرگزاری مهر، بازتاب عنوان نمایشگاهی است که لاله اسکندری و برادرش سیامک در نگارخانه ساربان برگزار کرده اند. این نمایشگاه روایت جدیدی از عکس‌های این بازیگر است .آنچه در زیر می‌آید گفتگوی مفصل مهر در مورد نمایشگاهش است:


سئوال اولم در مورد نمایشگاهی است که در نگارخانه ساربان گذاشته‌اید. چه شد که به این فضا رسیدید؟


عکاسی یکی از علایق من بوده و هست. همیشه دوربین در کنارم هست خصوصاً‌ وقتی وارد فضای جدیدی می‌شوم این همراهی نمود بیشتری می‌یابد. این مجموعه که در گالری ساربان به نمایش درآمده است حاصل 4 سال گذشته عکاسی من است یعنی بعد از نمایشگاهی که در سال 77 است داشتم و بر اساس و در ادامه آن نمایشگاه این عکس‌ها نیز از سفرهای من است.


در نمایشگاه اولم همه جور عکسی بود از عکس خبری گرفته تا اجتماعی و عکس از طبیعت. در حقیقت آن نمایشگاه برای این بود که خودم را به عنوان لاله اسکندری عکاس معرفی کنم تا همگان ببینند که من قاب را می‌شناسم، عکاسی را می‌شناسم، فرم و رنگ را می‌شناسم و البته به عکاسی علاقه فراوان دارم.





مدت‌ها بود که قصد داشتم با برادرم یک نمایشگاه مشترک بگذارم. سیامک سال‌هاست که عکاسی می‌کند. به واقع من عکاسی را از سیامک یاد گرفتم. برادر بزرگتری که معماری می‌خواند و عکاسی هم می‌کرد. سیامک خارج از کشور است و در کانادا زندگی می‌کند. ما با هم در تماس بودیم که نمایشگاهی مشترک با هم داشته باشیم.


البته در این 4 سال گذشته من دو نمایشگاه خارج از ایران هم برگزار کردم و تلاش کردم که در این نمایشگاه‌ها به عنوان یک ایرانی، کشورم را مطرح کنم و با عکس‌هایی سرشار از رنگ و زیبایی از مناظر طبیعی، معماری و گوشه و کنار سنتی ایران، سعی در محو تصاویر سیاه ذهنی خارج‌ها نسبت به ایران را داشتم.


ولی برای داخل ایران و مردم کشورم شاید این سوژه‌ها زیاد مناسب نباشد. عنوان انعکاس یا بازتاب را برای این مجموعه انتخاب کردیم و عکس‌هایی را به نمایش گذاشتیم. براساس این اسم از میان آثاری که هم من و هم برادرم سیامک داشت یک سری آثار را انتخاب کردیم و در گالری ساربان به دیوار بردیم.


در برخی از عکس‌ها دقیقاً واژه بازتاب رخ داده ولی در برخی عکس‌ها تاثیر لحظه بر عکاس است و اثری که آن لحظه بر روی من گذاشته را دوست به بیننده منتقل کنم.


احساس خودم از این نمایشگاه بیشتر این است که در بیشتر عکس‌ها یک طبیعت اعم از جاندار و بی‌جان دیده می‌شود، چیزی که این روزها زیاد به آن توجه نمی‌شد. تلاشم این بود که آن اشتیاق، شادی و هیجانی که از دیدن آن صحنه‌ها داشتم را ثبت کنم و اکنون به بیننده منتقل کنم. شاید دامنه عکس‌هایی که من گرفتم به این هدف نزدیک‌تر است در صورتی که عکس‌های سیامک دارای لوکیشن خاص است. سیامک در یک فضای شهری خاص یعنی تورنتو کانادا عکاسی کرده است اما عکس‌های من بین عکاسی و نقاشی شناور است. در برخی از عکس‌ها می‌بینیم که آثار به تابلوی نقاشی نزدیک‌ شده‌اند. باید بگویم که در این نمایشگاه سعی کردم بحث فرم و رنگ و بافت را مطرح کنم.


شما بازیگرید، عکاس هستید یا طراح شهری؟


- علاقه کودکی من هنرهای تجسمی بوده و در این میان نقاشی بیشترین علاقه را به خود اختصاص داده است.


یعنی قرار است از شما یک نمایشگاه نقاشی هم ببینیم؟


ـ کارهایی که در سطح شهر از من هست به نوعی نقاشی است. هنر برای من دو بخش شده است. اول هنرهای تجسمی که در آن به سراغ عکس و طراحی شهری رفته‌ام و هنرهای نمایشی که بازیگری را دنبال می‌کنم. این دو جهان کاملا متفاوت هستند که دو بخش از وجود من را ارضا می‌کنند.


در سینما و تلویزیون در یک هنر جمعی شرکت می‌کنم و من به عنوان یک شخص در میان یک جمع معنا پیدا می‌کنم. هنرهای تجسمی قائم به فرد است و مانند سینما نیست و هیچکس نمی‌تواند مدعی شود که مثلاً فیلمبردار یا کارگردان کار را خراب کرده است. هر آنچه که زحمت و تلاش کنی مخصوص یک نفر است و آن را نمی‌توان به فرد دیگری ربط داد.


پیش می‌آید که در دنیای سینما (با توجه به نوع فضای گروهی که در آن است) گاهی دوست داشته باشید که به یک فضای مستقل و شخصی پناه ببرید فضایی که متعلق به خود شماست. لحظات تنهایی من را هنرهای تجسمی پر کرده است.


هنرهای تجسمی علاقه‌های شخصی من است که اکنون دیگر از تفریح گذشته زیرا روی آن وقت گذاشتم، درس خواندم، انرژی گذاشتم.


پس در حقیقت هنرهای تجسمی حاصل خلوتگاه‌های شماست؟


بله دقیقاً. من عاشق سفر هستم و سفر در من هیجان ایجاد می‌کند. من ادعایی به مفهوم یک عکاس حرفه‌ای ندارم زیرا همان گونه که من بازیگرم و بازیگری شغل من است برای یک عکاس هم عکاسی شغل است و تمام وقتش را صرف آن می‌کند. من بازیگری هستم که عکاسی می‌کنم و علمش را هم دارم و آن گونه نیست که کاملاً تفریحی این مسیر را آمده باشم.


به نسبت عکس‌هایی که سیامک گرفته است عکس‌های من آن چنان که باید و شاید هدف ندارد. عکس‌های من دلی‌تر است و حس‌های زنانه در آن موج می‌زند. سیامک با نگاهی مردانه و دیدی معمارانه به عکس نگاه کرده است ولی من به عنوان کسی که گرافیک خوانده است و نقاشی کار کرده و البته یک زن است عکس گرفته‌ام.


ما سعی کردیم در این نمایشگاه آن تفاوت نگاه را نیز داشته باشیم تا دو تیپ خاص کاری را گرد هم بیاوریم تا تنوع بصری بیشتری برای بیننده ایجاد کنیم.


این یک نمایشگاه مشترک است و طبق روال باید معلوم می‌شد که کدام عکس‌ها متعلق به شماست کدام عکس ها متعلق به برادرتان ولی این گونه نیست.


ـ ما در لیست‌مان داریم که کدام عکس متعلق به کیست. ما فکر کردیم تفکیک کاملاً مشهود است. من تئوریسین عکاسی نیستم ولی دوربین همیشه همراهم بوده و همیشه آن لحظات خوبی که دیدم و در من احساس خوبی ایجاد کرده است را ثبت کرده و اکنون به نمایش گذاشتم.


متاسفانه در ایران همه چیز خط کشی شده است همه می‌گویند که اگر تو نقاش هستی فقط باید نقاشی کنی یا اگر بازیگری صرفاً بازی کنی. این مرزبندی‌ها کمی سختگیرانه، نادرست و غیراصولی است. هنر یک دنیای خلاقانه است که هر کسی می‌تواند آن را تجربه کند و می‌تواند به بیننده خود این فرصت را بدهد که کارش را ببیند و قضاوت کند.


آیا می‌توان گفت که لاله اسکندری از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرد؟


من به این دلیل که احساس کردم باید انرژیم جهت پیدا کند به سراغ این دو شاخه هنری آمدم. بازیگری و عکس. نمی دانم شاید آدمی باشم که نمی‌تواند در یک شاخص کاری خاص بماند وی دوست دارم انرژیم صرف هنری خاص مورد علاقه‌ام بشود.


در مورد متریال‌های هنری چطور؟ شما گاهی عکاسی می‌کنید و گاه نقاشی و اکنون هم که به سرامیک رسیده‌اید.


ـ من در سال های اخیر در هنرهای تجسمی به تکنیک موزائیک و کاشی رسیدم که این برآیند تجربه چند ساله من است و احساس کردم می‌توانم در این زمینه دانش علمی هم علاوه بر محل و اجرایش پیدا کنم.


در صحبت‌هایتان اشاره کوچکی به تاثیر برادرتان بر شما در آغاز راه عکاسی کردید. در این نمایشگاه چطور؟ شما از سیامک تاثیر گرفتید یا او از شما؟


ـ تفاوت‌های زیادی در کارها هست. ما در دو دنیای کاملاً متفاوت عکس گرفتیم که این در نمایشگاه کاملاً مشهود است. چیزی که برای خیلی‌ها هم جذاب بود این بود که ما از یک خانواده‌ایم ولی دو دنیای کاملاً جدا از هم را به تصویر کشیده‌ایم.


خیلی نمی‌توانم بگویم تحت تاثیر سیامک بودیم هرچند من عکاسی را با سیامک آغاز کردم و با دیدن فرم‌های او به عکاس را با سیامک آغاز کردیم و با دیدن فریم‌های او به عکاسی علاقمند شدم ولی بعد از مدتی راه خودم را پیدا کردم . سیامک به دنیای معماری علاقه مند است ولی من دنیای خودم را تجربه کردم. فضای او تنهایی دارد و دوران‌های خود را طی کرده است و آن را در عکس‌هایش نمود داده است.


اسم این نمایشگاه بازتاب است. این یعنی چه؟ و آیا این بازتاب شماست یا برادرتان.


مال هر دوی ماست. در هر حال تلاش‌مان این بوده که بازتاب آن چیزی که در ذهنمان گذشته را به نمایش بگذاریم. آن چیزی که دریافت کردم را به بیننده منتقل کنم.