موسسه ماه مهر

۲۳ آذر ۱۳۹۶

حراج کریستی و حواشی آن

files_magazinContents_6799532011_1_15_14_39_23[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

حراج کریستی دبی و حواشی آن هنوز مهم ترین بحث در حوزه بازار هنر است. به خصوص آن که در حراجی که به تارگی برپا شد ، یعنی سیزدهمین حراج کریستی شاهد فروش نرفتن برخی از آثار بودیم که جامعه هنری عادت کرده بود ، آنها را جزو پرفروش ها به شمار آورد ، در چنین شرایطی لزوم بازخوانی راه طی شده ، ضروری به نظر می رسد ، انچه در پی می خوانید گزارشی است که  غزال صادقی در سال 87 پیرامون حراج کریستی و حواشی آن تهیه کرده بود، که اکنون بازخوانی آن می تواند دید متفاوتی در خواننده ایجاد کند :
    در آخرین حراج کریستی که چند هفته قبل در دبی برگزار شد، برخی آثار مجسمه و نقاشی ایرانی با ارقامی نجومی به فروش رسید، ارقامی میلیون دلاری که تاکنون برای چنین آثاری پرداخت نشده بود. اعلام این ارقام از سوی رسانه ها موجب پرسش های فراوانی در جامعه هنری شد، برخی آن را یک پیروزی بزرگ برای هنر ایرانی ذکر کردند و برخی نیز پرداخت چنین ارقامی را غیرممکن دانستند. در همین شرایط کامران عدل از عکاسان قدیمی و سرشناس در یادداشتی که در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسید، اعلام چنین ارقامی را برای آثار ایرانی ناشی از زدوبندهای پنهان برای افزایش غیرواقعی قیمت این آثار ذکر کرد. او به صراحت گفت که بسیاری از این آثار توسط خود هنرمندان یا برخی دلالان خریداری می شود تا قیمت واقعی این اثر در حراج های بعدی بالارود.
    دنیای اقتصاد در گفت و گو با برخی کارشناسان و هنرمندان، موضوع حراجی کریستی و تبعات آن را به بحث گذاشته است.
    ضد همه حراج های دیگر
    «حراج کریستی مشابه حراج های دیگر دنیا است. این حراج با یک سیستم باز و آزادانه اداره می شود و هیچ محدودیتی برای قیمت گذاری وجود ندارد، به همین دلیل هر کسی می تواند اثر موردنظرش را مستقیما یا از طریق افراد دیگر به حراج کریستی پیشنهاد دهد.»
    اینها صحبت های علیرضا سمیع آذر، مدیر اسبق موزه هنرهای معاصر و مشاور فعلی حراج کریستی دبی است. گفته می شود او مهم ترین فرد در انتخاب آثار ایرانی و پیشنهاددهنده اصلی آثار ایرانی به این حراج است. خود سمیع آذر هم این موضوع را تایید می کند و البته می افزاید که صرفا در حد مشاوره به حراج کریستی و هنرمندان ایرانی فعالیت می کند.
    سمیع آذر درباره نحوه انتخاب آثار برای ورود به این حراجی می گوید: حراجی کریستی شامل گروه های مختلفی است، مثلاهنر معاصر، هنر اسلامی، ایتالیایی، فرانسوی یا آثار بعد از جنگ جهانی و یا حراج امپرسیونیست ها، هنر چین و شرق آسیا در این حوزه هر اثری را که شانس فروش داشته باشد و متقاضیانی برای فروش داشته باشد، به حراج گذار ارائه می کنند و به هیچ عنوان به دنبال این نیستند که سبک سلیقه ها گرایش هنری خاصی را در مسیر حراج تحمیل کنند. چون آنها یک مسیر اقتصادی را از جریان هنر دنبال می کنند و هر چیزی را که در آن حوزه متقاضی برایش وجود داشته باشد، ارائه می کنند.
    از سمیع آذر می پرسیم: برخی می گویند فقط یک سری آثار خاص شانس حضور در حراجی کریستی دارند. او این موضوع را تکذیب کرده و می گوید: چگونگی خرید یا فروش یک اثر هنری در این حراجی کاملامشخص است و روی سایت آن نیز وجود دارد، هر کسی می تواند از طریق روش های مختلفی که پیش بینی شده، آثار خود را به این حراجی ارائه کند. هر چند برخی گالری دارها مجموعه دارها یا ارائه کنندگان آثار به دلیل همکاری طولانی مدت با این حراجی ها روش های بهتری را برای معرفی آثار پیدا می کنند، اما این بدان معنی نیست که هر کسی فرصت معرفی اثرش را به تنهایی به این حراجی ندارد. تنها می توان گفت از طریق بعضی از حراج ها کار با سهولت بیشتری انجام می شود.
    سمیع آذر در مورد نحوه حضور آثار ایرانی در حراجی کریستی توضیح می دهد: در حال حاضر تعداد زیادی از گالری دارها با کریستی مرتبط شده اند و آثار هنرمندان ایرانی چه در قید حیات و چه در گذشته به این حراجی و دیگر حراجی های جهان ارائه می شود.
    از سمیع آذر درباره نقشش در زمینه اتصال آثار هنری ایرانی به کریستی و دیگر حراجی ها می پرسیم، پاسخ می دهد: من فقط با موسسه کریستی همکاری می کنم. مشاور آنها هستم و سعی می کنم این موسسه را بیشتر با آثار هنرمندان معاصر ایران آشنا کنم و در عین حال این شانس را به جمع وسیع تری از هنرمندان ایرانی بدهم که بتوانند از فرصت کریستی برای حراج آثارشان استفاده کنند.
    من فقط یک مشورت دهنده هستم و توصیه های کریستی را به جامعه هنری می رسانم و پیشنهادهای جامعه هنری را نیز به کریستی منتقل می کنم.
    مطمئنا زمانی که این آشنایی صورت گرفت، دیگر به من نیازی نیست. البته برخی مجموعه دارها و هنرمندان فکر می کنند که آثارشان را اگر من به کریستی معرفی کنم، کریستی آنها را جدی می گیرد؛ لذا من هم به نیابت از آنها این کار را انجام می دهم.
    پرسپولیس چگونه 8/2میلیون دلاری شد
    سمیع آذر درباره پرسپولیس اثر پرویز تناولی که به قیمت 8/2میلیون دلار در کریستی به فروش رفت می گوید: برآورد اولیه پرسپولیس 400 تا 600هزار دلار بود که مبنای این رقم هم فروش های دیگر این هنرمند و آثار مشابه بود. اگر به آثار قبلی او و همچنین قدمت 35 ساله پرسپولیس نگاه کنیم، می بینیم که این رقم کارشناسی کاملامنطقی بود. اما آنچه که قیمت نهایی را تعیین می کند، پیشنهاد خرید است و دیگر در این جا قیمت کارشناسی و دلایل منطقی جایی ندارد، بلکه هیجان و علاقه خریداران است که قیمت نهایی را تعیین می کند. پرویز تناولی بزرگترین مجسمه ساز منطقه است و به دلیل سابقه هنری و صدها اثر در موزه ها و مجموعه های بزرگ دنیا ارائه هر اثری از او در یک حراج رقابتی دیوانه وار را ایجاد می کند.
    ممکن است 8/2میلیون دلار برای یک اثر رقم خیلی زیادی باشد، اما من فکر می کنم همچنان بازار قیمت این اثر را تا کمتر از یک سال دیگر به دو برابر خواهد رساند.
    برخی اما معتقدند بانک پاسارگاد که اثر پرسپولیس را به کریستی ارائه کرده، خود آن را به قیمت بالاخریده تا در آینده آن را به قیمت بالایی به فروش برساند. سمیع آذر در این زمینه یک پاسخ کوتاه می دهد: اسامی خریدارها اعلام نمی شود و این قانون کریستی است. بانک پاسارگاد اثری را که قبلااز آقای تناولی خریداری کرده بود، به حراجی ارائه داد که توسط یک فرد غیرایرانی خریداری شد.
    از سمیع آذر درباره موضوع دست بالابردن اطرافیان، دوستان و دلالان برای بالابردن قیمت پرسیدیم و او خیلی ساده پاسخ داد: خیلی ها قبلابا ناباوری به این قضیه نگاه می کردند؛ اما وقتی به اینجا برسند، می بینید که چنین چیزهایی بسیار طبیعی و عادی است، در حراج امکان دارد چنین اتفاقاتی هم بیفتد؛ اما همه چیز بی حساب و کتاب نیست.
    پاسخ احصایی به عدل
    علی احصایی، هنرمند خوش نویسی است که امسال آثارش با قیمتی بالای میلیون دلار در کریستی به فروش رفت. او درباره صحبت های کامران عدل و انتقاداتش به کریستی می گوید: آقای کامران عدل طبیعتا مانند عواطف و احساسات خودشان کمی تند و تحت تاثیر برادرشان صحبت کرده اند. آن چیزهایی که درست است، در تمام این طرح ها ساری و جاری است و خودشان هم ماجرا را می دانند، اما موضوع جالب قضیه عواطف و احساسات برادر آقای دکتر شهریار عدل است که من به ایشان حق می دهم که این جریانات را به برادرشان کامران عدل منتقل کرده باشند، چون شهریار عدل جزو یکی از باسابقه ترین و مهم ترین کارشناسان عتیقه و آثار فرهنگی ایران است. عواطف ایشان برای من کاملااحترام برانگیز است، مخصوصا که در حراج های مختلف شاهد خرید و فروش آثار فاخر و ارزشمند ایران هستند که به راحتی رد و بدل می شود اما در حال حاضر ایشان در جریان این حراجی ها قرار گرفته اند و بعضا شاهد این هستند که با یکسری از کارهای تازه به دوران رسیده مواجه شده اند. با کسانی که هم از لحاظ خرید و هم ارائه کار مورد پسند ایشان نباشد و ایشان ناراحت شده اند؛ چون نگاه کنید یک میلیون دلار به صحبت کم است اما فکر کنید که با این مبلغ چه میزان عتیقه و آثار فرهنگی به تاراج رفته را می توان به ایران بازگرداند.
    میلیون دلار برای عرب ها چیزی نیست
    احصایی می گوید: باید به این نکته هم توجه داشت که در امارات برای رشد اقتصادی و فرهنگی خودشان همزمان تلاش می کنند و برای رشد اقتصادی بخش فرهنگی شان با درایت و برنامه ریزی کار می کنند و حتی با سرمایه اندکی هم این کار را پیش می برند چون ممکن است که رقم میلیون دلار برای ما رقم بزرگی باشد اما برای منطقه ای که در چرخه اقتصادی اش میلیون ها دلار رد و بدل می شود این ارقام چندان عجیب و غریب نیست و همین نکته می تواند جواب آقای کامران عدل باشد که در نهایت هم می گویم که همسایه ما برای پیشبرد اهداف اقتصادی و فرهنگی خود تصمیماتی گرفته که شاید خارج از سلیقه ما باشد.
    احصایی اضافه می کند: به عنوان مثال کاری که خود من در این حراجی شرکت دارم کاری بود که چهار سال درگیرش بودم و اتفاقا تاریخ آن را هم نوشتم و خب وقتی کار را جلویم می گذارم و به عنوان سوم شخص به آن نگاه می کنم با کاری روبه رو می شوم که در سن و سال پیری انجام شده و بنابراین وقتی من بخواهم این کار را بخرم، محاسبه می کنم که چند تا کار مانند این وجود دارد و چقدر ممکن است بگذرد تا یک شخص بعد از 60-70سال برسد به یک اصلیتی که در اطراف خودش منحصر به فرد باشد. اینها تمام مواردی هستند که باید به آنها احترام گذاشت. پول پرداخت و صاحب شدن چنین آثاری مانند آثار تناولی مثل آثار آقای زنده رودی یا خیلی کسان دیگر، البته هنر عکاسی کامران بر هیچ کس پوشیده نیست و دید عمیق و منحصربه فردی که ایشان در دیدن شورهای خود دارند، بی نظیر است؛ ولی صاحب این گفتار شاید در اجرای کار یک مقدار، قیاس به نفس کرده باشد من تمام کوششم این است که خوانندگان را متوجه کنم که اینها اتفاقا دارد به قیمت واقعی اش به فروش می رسد.
    از احصایی در مورد قیمت پایین این آثار در طرح های دیگر مثل ساتبی لندن می پرسیم، می گوید: یک کلکسیونر انگلیسی سخت در دفترچه زیر رقم های میلیونی را امضا می کند چون در آنجا شتاب خرید و فروش مانند حاشیه خلیج فارس نیست؛ چون در اروپا همه چیز به صورت متعارف و متعادل پیش می رود و خب قبلاهم گفتم 1000دلاری که در جیب یک شیخ عرب است، همان 1000دلاری نیست که در جیب یک اروپایی است.
    بنابراین در اروپا و طرح هایی مانند ساتبی طبیعی است که روی این رقم ها تامل بیشتری داشته باشند.
    حراج لزوما اخلاقی نیست
    یکی دیگر از کارشناسان حراج که مدت 20سال است به صورت کاملاحرفه ای یکی از حوزه های تخصصی حراجی آثار هنری را دنبال می کند، در رابطه با کریستی گفت: بحث اصلی این است که با قضیه حراجی و بحث فروش آثار احساساتی برخورد می کنیم. حراج مانند یک بازار بورس است و کارهایی که در این بورس انجام می شود لزوما قرار نیست که اخلاقی باشد.
    کار حراجی های دنیا مانند بازارهای بورسی است بر مکانیزم بازار جهانی و قوانین عرضه و تقاضا.
    از طرف دیگر می گویند آثار به قیمت واقعی شان فروخته نشده، این جالب است چون بحث اصلی این است که واقعا ارزش واقعی اثر را چه کسی تعیین می کند؟
    این کارشناس می افزاید: هر چیزی ممکن است در یک حراجی اتفاق بیفتد خب معلوم است که ممکن است شخصی خودش اثرش را بخرد تا ارزش افزوده آن بالارود و دورهای بعد دوباره از این اثری که ارزش بالایی پیدا کرده استفاده کند و مجددا آن را بفروشد.
    دست بالابردن در یک حراجی برای ایجاد قیمت کاذب و بیش از ارزش یک اثر امر معمولی است که مانند یک بازی در حراجی های دنیا اتفاق می افتد که اتفاقا عکس این قضیه نیز وجود دارد و بارها اتفاق افتاده که در یک حراجی دست برای یک اثر بلند نشده، اثر ارزان فروخته شده و اتفاقا در حراجی های بعدی شرکت کرده و به قیمت واقعی یا بیشتر فروخته شده است.
    دنیای حراج کریستی یا حراجی های دیگر که همیشه در دنیا برگزار می شوند از جنس تجارت است و قواعد خاص خود را می طلبد. این نقاش درباره قیمت کاذب و واقعی یک اثر نیز گفت: در نهایت قانون مشخص و کاملی برای این قضیه وجود ندارد؛ اما قیمت واقعی زمانی به دست می آید که به عنوان مثال اگر اثر من در یک حراجی 1000دلار فروخته شود، در بازار واقعی 500دلار خریداری شود؛ یعنی دقیقا نصف قیمت حراج. اگر این اتفاق نیفتاد و اثر من در بازار کمتر از نصف فروخته شد، مابقی آن قیمت کاذب است.

غزال صادقی

 روزنامه دنیای اقتصاد، شماره 1537 به تاریخ 12/3/87، صفحه 32 (نگاه سوم)