موسسه ماه مهر

۲۱ آذر ۱۳۹۶

گوش ون گوگ ؛ برش دوم

files_magazinContents_Vincent_van_Gogh[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg
عباس کیارستمی، پرویز تناولی، کورش شیشه گران، غلامحسین نامی، پرویز کلانتری، فرح اصولی، افشین پیرهاشمی، مصطفی دره باغی و رضا کیانیان ؛ این نام ها به اندازه کافی فریبنده هستند تا کنجکاوی شما را برای بازدید از نمایشگاه «گوش ون گوگ، برش دوم» برانگیزد. ونسان ونگوگ ، نماد شوریدگی در هنر مدرنیستی است. شوریدگی شدید او از زندگی اش یک تراژدی ساخت و او را بدل به یک «شبه - قدیس» در دنیای هنر کرد که در دوگانگی بی حد بین خشونت و عشق سرگردان است. این دوگانگی در «گوش بریده ون گوگ» در اوج خود قرار می گیرد. او گوش خود را برید تا به یک زن هدیه دهد ، نتیجه آن نیز در خودچهره نگاره اش ثبت شده است. بریدن گوش خود ، یک عمل به غایت خشن است ، زیرا نه تنها خشونت مثله کردن بدن یک انسان را در خود دارد ، بلکه هدف این خشونت خود است ، نه دیگری ؛ و اگر در مثله کردن بدن دیگری ، قصاب درد جسمانی متحمل نمی شود ، در این کار که قصاب و قربانی یکی است ، قصاب خود درد جسمانی را تحمل می کند که همین مساله بر شدت درد متصور در این صحنه می افزاید. نکته اینجاست که هدف این خشونت بی حد ، اثبات عشق و از خود گذشتگی است ! پس به این ترتیب عمل خشن بسته مهربانی و لطافت می شود ؛ یعنی یک تضاد تام شکل می گیرد که نتیجه آن ناکامی کامل خشونت و مهربانی است زیرا هریک موجب نفی دیگری می شود و در کنش با یکدیگر از هم باز می مانند. نمایشگاه «گوش ون گوگ، برش دوم» ، نمایشگاهی موضوعی است ؛ عملی به غایت خشن برای تصاحب لطف مهرکه از سوی ونسان ونگوگ انجام شده است ! هر هنرمند با ارایه اثری از خود به استقبال این عمل ون گوگ رفنه است ، اما آیا هنرمندان این نمایشگاه موفق شده اند که این خشونت یا مهر خودویرانگر را باز خلق کنند و یا آن را از زاویه ای دیگر نمایش دهند؟ هنرمندان این نمایشگاه با شیوه های بیانی متفاوتی آثار خود را خلق می کنند؛ اما دراین میان دو افشین پیر هاشمی و فرح اصولی ، در دو سوی دو قطب مفهومی و بیانی این نمایشگاه جای دارند. افشین پیرهاشمی یک نقاشی غریب ارایه کرده است. در این نقاشی زنی با لباس شب ، در حالی لیسیدن گوش بریده نمایان است. زمینه این تصویر ، یکدست سفید است و با این تمهید ساده موضوع نقاشی از قید زمان آزاد شده است ، گویی این صحنه ابدی است و به این ترتیب موضوع جاودانه شده است. اما موضوع ، خشونتی بی حد است. این بار حتی کوچکترین بستگی به مهربانی و لطافت نیز در آن متصور نیست. زن در این نقاشی ، نمایانگر دنیای مهربانانه و لطیف نیست، بلکه اوج میل و نیاز جسمانی خود را نمایان کرده است. او گوش بریده را پذیرفته و با میل آن را می لیسد ، گویی با این عمل می خواهد آن را با وجود خود یکی کند، همانگونه که در قبایل بدوی ، با خوردن گوشت درگذشتگان روح آنها را در وجود خود جاری می کردند. اشاره به چنین تمایلی نمایش این خشونت را به تمایلی از نوع تمنای جسمانی سوق می دهد و گوش بریده ون گوگ را از سوی دیگر داستان نمایان می کند. فرح اصولی ،در«گوش ون گوگ، برش دوم» یک نگاره ایرانی ، ارایه کرده است.ون گوگ گوش خود را بریده است و زن ، در لمیده در بیشه ، آینه ای بدست ، چشم خود را با کارد می برد! نگاره، به شیوه نگارگری به سان رقعه مصورهای مکتب صفوی ، ترسیم شده است و غایت لطافت و آراستگی در آن موج می زند. زمینه به رنگ اکر و قهوه ای ست و خطوط نرم و مواج قلمگیری آرامش صحنه را دوچندان کرده است. تمام نگاره با طرح یک هفت تیز تذهیب شده و بیت هایی از شعرهای فروغ فرخزاد نیز گرد آن نوشته شده است. این نگاره از شیوه ترسیم دوبعدی ، بدون سایه پردازی ایرانی بهره برده است و به این ترتیب ، موضوع خود را از ساحت «زمان – مکان» بری کرده است و آن را به امری ذهنی بدل ساخته است ، اما موضوعی که نگاره به آن اشاره دارد ، نافی آرامشی است که در ترسیم آن موج می زند. نگاره زن را پس از آن نشان می دهد که ون گوگ گوش خود را بریده است و اکنون زن خود را در آینه می بیند و چشم خود را به تقابل با گوش ون گوگ می برد . با این عمل ، در برابر ایثاری که ون گوگ برای او کرده است ، ایثاری بزرگتر می کند و باردیگر خود را در رابطه کنشی با ون گوگ در مقام قربانی قرار می دهد و این مقام را که ون گوگ در ادغام نقش «قصاب- قربانی» تصاحب کرده بود، پس می گیرد. به این ترتیب اگرچه عملی که انجام آن در نگاره نمودار است در حد نهایی خشونت است، اما ضامن برقراری آرامشی است که درنتیجه کنش هنجار شکنانه ون گوگ برهم خورده است و به بروز حالت تضاد رسیده است. این مساله حالت غریب را از نگاره دور می کند و آن را آشنا می نمایاند ، هرچند ون گوگ و زن در لباس ایرانی عصر صفوی ترسیم شده باشند. «گوش ون گوگ، برش دوم» ۱۳ آذرماه 1389در گالری۱۰ برپا شد.