موسسه ماه مهر

۲۱ آذر ۱۳۹۶

پوسترهای جشنواره فیلم فجر

files_magazinContents_34134212[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

طراحی گرافیک به روزترین رشته ی هنرهای تجسمی است. ارتباط تنگاتنگی با انواع سفارش ها و طیف گسترده ای از سفارش دهندگان فرهنگی، تجاری، دولتی و... دارد. بیراه نخواهد بود اگر ادعا کنیم که از طریق کارهای گرافیک می توان به وضعیت فرهنگی یک جامعه در زمانی خاص پی برد.
در میان سفارشهای گوناگون که به طراحان گرافیک سپرده می شود، جشنواره ها و رخدادهای هنری جایگاه ویژه ای دارند. چرا که از یک سو مخاطب آثار طیف خاصی از جامعه است و از سوی دیگر نوع سفارش دست طراح را برای طراحی ویژه باز می گذارد.همچنین در میان تولیدات طراحی گرافیک، پوستر جایگاه منحصر به فردی دارد. نمود و خودنمایی بیشتری از سایر آثار دارد و امکانی است برای نمایش توانایی های یک طراح گرافیک. همه ی این ویژگی ها را کنار هم بگذارید و اضافه کنید به آن سینما را که جذابیت و جایگاهش در میان هنرها انکارناپذیر است. بدیهی است که طراحی برای جشنواره های فیلم برای هر طراح گرافیکی، فرصت و امکانی است برای خلق آثاری ماندگار.

نگاهی به پوسترهای جشنواره های مهم فیلم در جهان، به ویژه آنها که به هنر سینما بیش از صنعت سینما اهمیت می دهند، نشانگر آن است که فضا و اتمسفر حاکم بر جشنواره، در پوستر و اقلام تبلیغی آن نیز حاکم است. چنان که این فضا و اتمسفر در هر جشنواره، مشخص کننده ی نوع آثار پذیرفته شده و نگرش در اهدای جوایز است.در یک مسیر و روند صحیح، اتمسفر و دیدگاه های سیاست گذاران جشنواره از طریق مدیر هنری به طراح یا طراحان گرافیک منتقل می شود. مدیر هنری جایگاه ثابتی دارد و واسط جشنواره و طراح است. مواردی جزیی که در هر دوره از یک جشنواره مطرح می شود، مانند گرایش های خاص و نگاه های ویژه، از طریق مدیر هنری به طراح انتقال می یابد، چرا که آنها زبان مشترک دارند. این قواعد برای هر جشنواره ای از جمله جشنواره ی فیلم فجر نیز حاکم است.
نگاهی به پوسترهای جشنواره ی فیلم فجر، وضعیت سیاستگذاری و نگرش برگزارکنندگان آن را در دوره های گوناگون مشخص می کند. نگرش هایی که با تغییرات شرایط اجتماعی، سیاسی دچار دگرگونی های مکرر شده است. همین تغییرات این جشنواره را از جشنواره های با ثبات و مستقل جدا می کند.
نخستین پوستر در سال ۱۳۶۱ بیانیه ای است سیاسی که به پوستر جشنواره ی فیلم هایی درباره ی انقلاب شباهت دارد. طبیعی است که در سال های پس از انقلاب اسلامی، سیاست زدگی بر جشنواره حاکم باشد، چنانکه پوسترهای جشنواره ی دوم و سوم نیز چنین فضایی با شعار کمتر سیاسی دارند. توجه به نمادهای ایرانی اسلامی به عنوان نمادهای هویت ایران آن روز از پوستر چهارمین دوره تا نهمین دوره جایگزین دیگر سمبل ها می شود. اسلیمی، درخت سرو ، کاشی کاری و مینیاتور. همه نشانه هایی از ایران پس از اسلام که با نوارهای فیلم ترکیب شده اند. نگاهی به آثار گرافیک در آن سال ها نشان می دهد که بنا به سیاستگذاری مسئولین فرهنگی و هنری آن زمان، استفاده از نمادهای صرفا ایرانی فراموش شده است و در عین حال سر در گمی برای یافتن هویتی مستقل و جدید در ایران جریان دارد. همان سال ها میزگردها و مباحث فراوانی در مجامع فرهنگی – هنری با موضوع هویت در جریان بود و هیچ وقت هم به نتیجه ی مشخصی نمی رسید.
پوستر جشنواره ی نهم تغییری است که با طراحی ابراهیم حقیقی انجام شده. استفاده از سیمرغ، سمبل جشنواره و البته استفاده از عکاسی و نوارهای رنگارنگ فیلم. چنان که پوستر ها از این دوره نشان می دهند، تغییری هم در نگرش و احتمالا مدیریت جشنواره صورت گرفته. هر چند که این تغییر نگرش تا دوره ی بیستم وجود دارد، اما پوسترها گاه موفق و گاه ناموفقند. نکته ی قابل تامل دیگر این که طراحی پوسترها به طراحان جوانتر نسل های بعد هم سپرده شده و از انحصار نام ها و یا حلقه های خاص درآمده است. طبیعی است که هر طراح روش های شخصی خود را نیز در طراحی اعمال کرده است. هر چند تا آخرین پوستر یعنی جشنواره بیست و نهم، عدم حضور و وجود یک مدیر هنری کارآمد کاملا مشهوداست. پوسترهای جشنواره های دوازدهم و چهاردهم را رضا عابدینی وشانزدهم تا نوزدهم را سیامک فیلی زاده با استفاده از عکس و ترکیب آن با تعدادی نماد انجام داده اند. هر چند که یک اثر درخشان، باید همیشه درخشان باشد ،و اگر چه امروز ممکن است که پوسترهای این دو برای جشنواره ی فجرچندان درخشان به نظر نیایند، اما نمی توان منکر تاثیر پوسترهای رضا عابدینی و سیامک فیلی زاده در آن مقطع زمانی شد. دوره ای که زمان پوست اندازی و ابراز وجود از سوی طراحان نسلی که بعدها به نسل چهارم معروف شدند، بود. همان نسلی که تلاش کرد تا در سال های بعد گرایش به تایپ و تایپوگرافی را با جدیت مطرح کند و البته به طور طبیعی با مخالفت نسل های پیش از خود مواجه شد.
از پوستر دوره ی بیستم به بعد آشفتگی شدیدی بر پوسترها حاکم است. نمادها و سمبل ها آشفته اند طرح ها گاه بسیار ضعیف و گاه متوسط هستند. در میان طراحان آنها کمتر با یک نام شناخته شده مواجه می شویم و حتی در پوستر جشنواره ی بیست و ششم که آن روزها هم نفد های زیادی را به همراه داشت، کار از حداقل ها هم بی بهره است. با این وجود نکته ی جالب آن است که با وجود سیاست زدگی فراوان فضای سینما و به طور کلی هنرها در چند سال اخیر ، پوسترهای جشنواره ی فیلم فجر نشانی از سیاسی بودن ندارند و مسئولین خواسته اند تا ظاهر و نمود بیرونی این جشنواره غیر سیاسی دیده شود.، هر چند که به پوستری موفق دست نیافته اند. در مجموع به عنوان یک ناظر که خود دستی در طراحی دارم در بیست و نه دوره پوسترهای جشنواره ی فجر، جز دو یا سه مورد، دیگر پوسترها از کیفیتی متوسط برخوردارند. این در حالی است که هر یک از طراحان صاحب نامی که برای این جشنواره طراحی کرده اند، در مقاطعی دیگر، توانایی های بالای خود را در طراحی پوستر نشان داده اند و آثاری درخشان خلق کرده اند. نبود مدیریت هنری، آشفتگی مراکز تصمیم گیری و عدم ثبات که ناشی از عدم استقلال کامل این جشنواره است، طراحان گرافیک را نیز از ارایه ی کاری شایسته باز می دارد. افزون بر آن پوسترهای چند ساله اخیر نشانی از سینما به عنوان رشته ای مدرن و امروزی در میان هنرها ندارد و اغلب پوسترها نگاهی املی و کهنه به این موضوع دارند. شاید باید نگاه ها را تازه و امروزی کرد. شاید...

نوشته: ساعد مشکی