موسسه ماه مهر

۲۰ آذر ۱۳۹۶

حسرت بازگشت

files_magazinContents_4951578[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

در یک دستگاه نشانه شناسی هنگامی که نشانه ها به دقت رمزگذاری و صورت بندی شده باشند، خوانش و رمزگشایی دقیق انجام می شود و رمز بردار قادر به درک بی خطای مفهوم می شود. اما نشانه ها و دستگاه های نشانه شناسی وجود دارند که از ضریب دقت پایینی برخوردارند و رمز گشایی آنها با دشواری و ضریب بالای خطا همراه است. طراحی یکی از این گونه دستگاه های نشانه شناسی است که از قدمتی همزاد با تولد نوع انسان بر زمین برخوردار است. با این وجود این نشانه ها از قدرت تحریک ذهنی بیننده برخوردارند و به واسطه تقلا برای رمزگشایی موجب لذت بیننده را فراهم می کنند و درون مایه خود را به تقویت به حافظه بلند مدت بیننده تحمیل می کنند. همین امر موجب بقای طراحی از دیرزمان تاکنون بوده و هنرمندان زیادی را همیشه با خود مشغول داشته است. علی فرامرزی یکی از همین هنرمندان است که طرح های خود را در زمینه ای برای بیان وجود خود قرار داده است. ذهن فرامرزی در لابه لای رمز نشانه های طرح هایش نهفته و وجودش به واسطه این اندیشه بقا یافته است. طرح های فرامرزی با ذغال طراحی بر روی کاغذ ترسیم شده اند و مناظر روستایی، بیشه های جنگلی و ترکیب درختان و کلبه ها را می نمایاند. این منظره ها در ذهن هنرمندی که اکنون در حال زیست در ابرشهری به نام تهران است، نقشی از خاطره ازلی و قومی اش را به وجود می آورند و هنرمند با ترسیم آنها به نوعی بیان «آرزوی بازگشت» دست می یابد. آرزوی بازگشت مفهومی کهن در آموزه های معنوی سرزمین نیاکانی هنرمند است و با رواج دین های توحیدی و ابراهیمی در سرزمین های تحت تسلط نیاکانش، بسیار پررنگ شده است. آدم و حوا، نخستین انسان هایی هستند که در بهشت خرم زندگی می کنند و با خطای خود، موجب فرود افتادنشان بر زمین را فراهم می کنند. بازگشت به بهشت آرزویی است که با نقل این داستان در فرهنگ زادبوم هنرمند دمیده می شود و در این کالبد از جانی جانانه برخوردار می شود. بهشت براساس این آموزه ها به مانند باغی پر درخت است بنابراین اندیشه باغ و درخت در فرهنگ و هنر ایرانی اهمیتی بارز می یابد. تصویر باغ و درخت در تمام لایه های زندگی ایرانی رسوخ کرده است و از تولد و تا مرگ را دربردارد. ایران معاصر، در هجوم نشانه های مدرنیته همچنان با سرسختی تصویر باغ را در خود نگه داشته و در قالب نقش قالی در بطن زندگی جا می دهد. تصویر باغ در برابر خود باغ جلوه ای قدسی از آن می سازد. این تصویر ساحتی آرمانی است که دست به آن نمی توان یافت. نقشه یک فرش در باغی که تصویر آن را نموده است نیز جلوه ای کامل تر از خود باغ، رویایی دست نیافتنی از باغ در برابر آن می نمایاند که حسرت بهشت را به انسان گوشزد می کند. بهشت از این رو که کامل است بی هیچ درد و زحمت، حسرت برانگیز است و انسان را به سمت خود فرا می خواند. طرح خانه های روستا، درختان و بیشه های جنگلی، در برابر خود خانه های روستا، درختان و بیشه های جنگلی، حقیقتی بی نقص از واقعیت ناقص و زمینی این مکان ها ارائه می کند و به بیان بهشت انسان ها ختم می شود. فرامرزی در طرح های خود با نقش کردن خانه ها، درختان و بیشه ها بهشت رویای خویش را ترسیم کرده و حسرت بازگشت به بهشت را فریاد کرده است که نشانه تشدید رویای بازگشت است نزد این هنرمند. حسرت بازگشت هنگامی تقویت می شود که انسان در رنج و اندوه باشد و قدرت تغییر وضع را از کف داده باشد، زیرا تا هنگامی که انسان خود را قادر به تغییر وضع کنونی پندارد، عزم خود را برای تغییر جزم کرده و بازگشت به وضع پیشین برایش بی معنی می شود. انسانی که افقی روشن در برابر خود دارد، آرمانشهرش را بر پایه آنچه از داشتنش محروم بوده است ترسیم می کند و به این ترتیب انگیزه بازگشت به آنچه در اندیشه قومی و ازلی اش ثبت کرده است از دست می دهد. به این ترتیب، طراحی های فرامرزی بی آنکه از دردهای اجتماعی سخن گفته باشند، بی آنکه درگیر بیان پلشتی ها باشند، نشانگر نهایت نابسامانی و دردمندی جامعه است. این طرح ها نشان می دهند که هنرمند و جامعه زیست بومش در نهایت درد و رنج خود دچار اضمحلال انگیزه شده و با ورود به پیله حفاظتی تعادل روانی، به رویای بازگشت به بهشت دست آویخته اند. بافت زبر و درشت طرح ها نشانه دیگری از بیان حسی این وضعیت است. طراحان و نقاشان با استفاده از خاصه های بافت اشیای متفاوت در تصویر به انتقال مفهوم می پردازند و با این قابلیت با احساسی نو به تصویر خود غنا می بخشند. آهنگ خاص نور و سایه که بافت را قابل رؤیت می کند فراسوی توأمان ما برای تفکیک بصری قرارداد و به مفهوم حجم دادن به سایه رنگ ها در هر شکلی از ساماندهی بصری است. وزن خاص نور و سایه، محرکی احساسی از نوعی ممتاز است و تنها می تواند در تطبیق ساختاری خود با سایر احساسات مادی درک شود. بیننده یک اثر در هنگام نگریستن به یک طرح، تنها روشنی و تیرگی نمی بیند بلکه کیفیتی از نرمی، سردی، خشونت و سکون تجربه می کند که تجربه بساوایی و بینایی وی را همزمان برای رمزگشایی به یاری می گیرد. بافت های زبر طرح های فرامرزی به خلق فضایی خشن و زمخت منجر شده اند که در ترکیب با فضای تک «پرده- فام» طرح ها که دامنه خاکستری ها تا نهایت امکان از آن حذف شده و تنها به رنگ مایه سیاه و سفید در بازنمایی بهشت بسنده شده است، نهایت سختی و انزجار موجود در پیرامون هنرمند را به رخ می کشد. اثر هنری بازتابی از احساس هنرمند نسبت به محیط پیرامون است و در کنش گسترده اجتماع زیست بوم هنرمند سمت و سوی آن معین می شود. نیاز به تخلیه فشارهای اجتماعی و برآیند احساسی آن در جامعه می تواند هنرمند را به نهایت وضعیت انفعالی رهنمون کند. فرامرزی در طرح های خود با نمایش باغ، درخت و مناظر روستایی، هر چند انزجار خود از وضع نابسامان اجتماعی زیست بوم اش را نمایان کرده است، رویایی را باز می نماید که دست یافتن به آن را ناممکن می داند و به این ترتیب موقعیت منفعلی را به وجود می آورد که یارای رهایی از آن نیست. چنین برخوردی با موضوع اثر طراحی، نشانگر وخامت وضع تجربه شده در زیست هنرمند است و تأثیر عمیق خود را بر او نمایان می کند.هنرمند در این وضعیت تبدیل به زبان آرزوی جامعه می شود و آنچه تعادل جامعه را بر هم ریخته است در مقابل رویا بار دیگر مطرح می شود. این تصویر از ناخودآگاه هنرمند سر برمی آورد و هنرمند را یارای مقاومت در برابر آن نیست. به این ترتیب این تصویر در آثار هنرمند نقشی محوری به خود می گیرد. رویای بازگشت به بهشت، نقش وزنه تعادل را بازی می کند و اگر کارکرد آن به واسطه بیان هنری مختل شود، وضعیت تعادل اجتماعی که هنرمند در آن است بر هم می ریزد. هنرمند به ناخودآگاه برای نابود نشدن این تعادل ناپایدار در آثار خود ضرورت آن را بازگو می کند و می داند در صورت تحقق آن می تواند با فراغ خاطر بار دیگر از قالب راوی خاطرات ازلی بیرون آمده و به بیان خاطرات و تجربه داشته های زندگی شهری خود بپردازد.

پریس تنظیفی - روزنامه همشهری