موسسه ماه مهر

۲۵ آذر ۱۳۹۶

نسلی که حرفی نزد ، نسلی که حرف زد !

files_magazinContents_namayeshgah[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

نقدی بر گرایشی نوظهوردر  هنر های تجسمی کشور  

 

نوشته پریس تنظیفی

به یقین ، مدت‏هاست نسبت به «ایسم‏ها» بد‏گمانی وجود دارد ، اما بازار افکار عمومی بی‏وقفه برچسب‏های تازه می‏طلبد و همیشه کسانی برای پاسخ به این خواسته آماده‏اند.

مارتین هایدگر؛ نامه درباره انسان‏گرایی

 

این روزها در همه محفل‌های هنری، صحبت از چهارمین دوسالانه نقاشی دامون فر است. این دوسالانه مختص نسل نوی هنر کشور است. چندی پیش نیز نمایشگاه دیگری به شکل خاص با عنوان ششمین نمایشگاه منتخب نسل نو در سه نگارخانه هما، محسن و شیرین برپا شده بود. گویی هر طرف که می‌روی این ترکیب واژگان در عرصه هنر کشور تکرار می‌شود! «نمایشگاه منتخب نسل نو!» آیا این یک برچسب تازه نیست؟ آیا این، تنها یک بازی برای جلب رضایت بازار افکار عمومی نیست؟

یکبار سه نگارخانه هما، محسن و شیرین میزبان نسل نو می‌شوند و یک بار دیگر شرکت تجاری دامون فر دوسالانه ای برای نسل نو برپا می‌کند. اما این مسئله که کدام نگارخانه‌ها میزبان این نمایشگاه‌ها هستند مسئله مهمی نیست. این نمایشگاه‌ها می‏توانند در هر نگارخانه دیگری نیز برپا شود برای نمونه ششمین نمایشگاه منتخب نسل نو می توانست در هر نگارخانه ای برپا شود، آنچه مهم است، جمع واژه‏های «ششمین» و «نسل نو» در عنوان این نمایشگاه‌ها است.

کنارهم‏نشینی این واژه‏ها در عنوان این نمایشگاه چنان در یکدیگر تشدید شده‏اند که منجر به زایش معنایی خاص و مطلق برای آن شده‏است و این دیگر یک بازی زبانی نیست، بلکه مبنایی فکری است که زبان پی‏ریز آن است[1]. در این نگره نظام زبانی با قواعد دستوری و واژه هایش، تفکر را می‏سازد یا برای تفکر ضرور است؛ یک زبان خاص، تصورات خاصی از طبیعت یا فرهنگ را به سخن گویانش تحمیل می کند[2].

بار دیگر مرور کنیم: ششمین نمایشگاه منتخب نسل نو! این ترکیب واژگانی چه تصوری از محتوای خود در مخاطب بوجود می آورد؟ معنای این ترکیب واژگانی چه است؟

مرور این نام در ذهن وزنِ معنایی آن را به سمت دو انتهای آن سنگین می کند، واژگان «ششمین» و «نسل نو» ممیز‏های شاخص این نام هستند. واژه «ششمین» ، نشانگر مستمر بودن این رویداد است و برای آن تاریخچه‏ای دست و پا می‏کند. اخطاری است که می‏گوید؛ روندی در جریان است که اینک ششمین دوره آن را تجربه می‏کنیم! این استمرار به کل روند شکل می دهد و آن را عمیق و ریشه دار جلوه می‏دهد؛ ریشه‏ای که در واژه «نسل نو» به بار می نشیند.

واژه «نسل» به شکل معمول اشاره به یک گروه از افراد دارد که بسیاری از آنها هم سن و سالانی، با ایده‏های مشابه، مشکلات، نگرش‏ها، و غیره هستند مانند نسل بیت یا نسل گمشده!  به بیان دیگر، یک گروه از افراد متعلق به یک گروه خاص در همان زمان را یک نسل می‏نامند. با این شرح «نسل نو» نشانگر گروهی از افراد است که به شکل گروهی خاص بروز کرده اند و از ایده‏های مشابه ، مشکلات و نگرش‏های مشابهی برخوردارند که این ویژگی‏ها با تاکید قید «نو» تشدید شده است!

از سوی دیگر واژه نو دالی است بر بروز پدیده‏ای که پیش از آن نبوده است. به این ترتیب این نسل که آثار منتخب آنها به نمایش گذاشته شده است ، ایده‏ها و نگرش‏هایی را ارایه کرده‏اند که پیش از آنها نبوده است! به بیان دیگر، نسل نو، نوآوری دارد! تا جائیکه که این ترکیب نوعی معنای پیشرو(آوانگارد) در خود مستتر دارد، گویی نوعی آوانگارد نوین در این نسل شکل گرفته است، اما چه ویژگی‏هایی موجد این معنا می شود؟

ایهاب حسن[3] در تبیین آوانگارد کنونی بر این عقیده است که «نمی توان از آوانگارد گذشته ، حال و آینده انتظار داشت که از منطق واحدی پیروی کنند و اشکالی یکسان را برگزینند. به عنوان نمونه، آوانگارد نوین ملزم به داشتن آگاهی تاریخی یا بیان ارزش‏هایی قابل تشخیص یا موافقت با سیاست‏های افراطی نیست.

آوانگارد نوین احتیاجی به برآشفته ساختن، غافلگیرکردن یا اعتراض ندارد. ممکن است آوانگارد نوین به هیچ‏ وجه آوانگارد نباشد ، بلکه به صرفه عاملی باشد برای دگرگونی که هنوز مرئی نیست.»[4]

با این وجود، ایهاب حسن بی‏تاخیر در ادامه تاکید می‏کند که آنچه گفته است می‏تواند مورد سوء‏استفاده قرارگیرد. به عقیده او ، «میل مفرط به دگرگونی می‏تواند نوعی تنفر از خویش یا نوعی کینه‏ورزی باشد. ویتو هانیبال اکونچی[5] مجسمه‏های پیکری خود را با گازگرفتن و مجروح کردن خویش در ملأ‏عام خلق می‏کند.  رودلف شوارتس کگلر[6]  خود را به آهستگی مقطوع النسل می‏کند و می‏میرد.»[7]

با این تعریف آیا «ششمین نمایشگاه منتخب نسل نو» آوانگارد است؟ آیا شکلی از آوانگارد نوین را می‏توان در آن جست که اطلاق نسل نو بر آن را تائیدپذیر پنداشت؟

آثار هنرمندان ارایه شده در این نمایشگاه همگی مبتنی بر گرایش نقاشی فیگوراتیو و نوعی رویکرد تصویرسازی بیانگرای[8] عمدی است. برای نمونه سارا احمدی در اثر بدونِ نام خود، یک منظره جنگلی با ببری بر شاخه درختی در پیشزمینه اثر نقاشی کرده است، مرضیه باقری در اثری از مجموعه لاتاری، امتدادی از تصویر یک خودروی اسقاطی ژیان ترسیم کرده است که کودکی از آن آویزان است، ترگل به مهر، در اثری از مجموعه کوچه ها، عکسی از نمای یک خانه قدیمی ترسیم کرده است و نادیا شمس، در اثر «خودزدن» چهره ای در حال آرایش را نقاشی کرده است.

با مرور این آثار، اجتناب کلی نقاشانشان از رویکردهای انتزاعی و تاکید بر هر نوع دلبستگی به تشخص فنی عناصر نخستین تصویر که از آن به گرایش نقاشانه[9] یاد می شود و مدلولی است بر بازخوانی یا گسترش نظری زیبایی‏شناسی مبتنی بر ایده‏های کانت، مشهود است. در برابر آن، پدید‏آورندگان این آثار تلاشی صرف از خود نشان داده‏اند تا دلبستگی تصویرسازی[10] خود را به رخ بکشند.

واژه تصویرسازی، در توصیف اثر هنری به کار می رود که به شکل یک طراحی، نقاشی، عکاسی یا دیگر گونه‏های هنری برای روشنگری یا دیکته کردن نوعی برداشت یا آگاهی حسی به واسطه کاربست فن بازنمایی گرافیک پدید می‏آید.

با این وصف، آثار ارایه شده در این نمایشگاه باید مبتنی بر نوعی فاش نمایی باشند! آنها باید بازگوی چیزی؛ حسی خاص یا گزاره‏ای اعتراضی یا هر نوع رادیکالیسم[11] متصوری! باشند.

بار دیگر آثار نمایشگاه را مرور کنیم؛ خود زدن اثر نادیا شمس، بیان زنی است که آرایش می کند، کوچه های ترگل به مهر نمای خانه های قدیمی را نشان می دهد، لاتاری مرضیه باقری خودروی فرسودی که را ارایه می کند که کودکی در آن بازی می کند ! و سارا احمدی جنگلی را ترسیم کرده است .

این آثار حاوی گزاره‏های هستند که ماهیتشان را تشکیل داده است ، اما این گزاره‏ها ، گزاره‏های اعتراضی یا هر نوع دیگری از رادیکالیسم نیستند، بلکه گزاره‏هایی توصیفی هستند. هر یک بازگوی آن چیزی هستند که مستقیم نمایانگر آن هستند.

این آثار هیچ گرایشی به دگرگونی از خود نشان نمی دهند ، نه بیانگر نفرت از خود هستند که ایهاب حسن در آثار ویتو هانیبال اکونچی و رودلف شوارتس کگلر دیده است و نه تغییری را نشان می دهند. بلکه در مقابل ، نمود هایی تصویری از شکلی بیرونی هستند که نافی هرنوع معنایی به غیر از نمود خود هستند.

از این منظر این آثار نمایشگر روند قالب بر نسلی هستند که نمایشگاه از آثار آنها تشکیل شده است و تائیدی بر تاویل دریدا از اساس مابعد الطبیعه معنا را نشان می دهند. دریدا معتقد است سخن و متن مرکز معنایی ندارد و معنا همیشه به تأخیر می افتد. به همین دلیل متن‏ها همیشه با تفسیرها و تأویل‏های گوناگون روبه‏رو هستند.

به همین دلیل است که او تصریح می‏کند نکته محوری و مرکزی ما این نیست که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف کدام است، بلکه این است که ناخوداگاه متن کجاست. دریدا این بینش سنتی را رد می کند که فهم و نقد متن هنری و ادبی باید با معنای کامل و تعیین شده آن متن همراه باشد. به نظر او ما تنها می‏توانیم تلاشی را برای یافتن معناهای پراکنده و گسسته انجام دهیم واین جستجوی مداوم متن، ما را به متن‏های دیگر هم پیوند می‏زند.

به نظر دریدا هر متنی، متن دیگر را می‏خواند. این انسانها هستند که معنایی را به متنی عطا می‏کنند.[12]

چنین وضعی در آثار نمایشگاه منتخب نسل نو، به شکل مشدد دیده می شود و این وضع نه برخواسته از آگاهی فردی ، بلکه به عنوان رویکردی جمعی که جو هنری حاکم بر زیست نقاشانِ این نمایشگاه بر آثارشان حاکم کرده است ، بروز می کند.

آثار ارایه شده در این نمایشگاه به شدت معنا گریز هستند تا جائیکه راه برای یافتن معناهای پراکنده مترتب بر این آثار را نیز می‏بندد و هر نوع معنایی را به تاخیر می‏اندازد. تنها می‏توان با دیدن این آثار متن‏هایی هم‏پیوند با آنها را در ذهن بازخوانی کرد.

دیدن یک جنگل شاید بتواند داستان پارک ژوراسیک یا تارزان را در ذهن زنده کند! یا برای فرد دیگری یادآور میرزا کوچک خان جنگلی باشد، اما این داستان‏ها تنها پیوندشان با اثر یاد شده تنها اشتراک در کلمه جنگل هستند و نه بیشتر!

این روند در آثار این نمایشگاه تا آن حد مشدد می‏شود که معناگریزی را شاخص اصلی آنها دانست! و با دست یافتن به این تعبیر، برچسب نسل نو را برای آنها متصور دانست. با این تعبیر می‏توان گفت که نسلی متولد شده است! نسلی که معنا گریزی شاخص آن است!

 

 

 



[1] - اشاره به فرضیه سایپر – ورف در زمینه رابطه تفکر و زبان؛ بر اساس این فرضیه زبان مبنای تفکراست.

[2] -  دنی استاینبرگ، روانشناسی زبان، ص 180.

[3] - Ihab Habib Hassan متفکر آمریکایی – مصری از شارحان پست مدرنیسم

[4] -  ایهاب حسن ؛ پست مدرنیسم : گتاب نامه ای نقد گونه

[5] -Vito Hannibal Acconci

[6] -Rudolph Schwartz Kogler

[7] - ایهاب حسن ؛ پست مدرنیسم : گتاب نامه ای نقد گونه

[8]  -expiration illustration

[9] -painterly attitude

[10] - illustration

[11] -radicalism

[12] - تکثر معنا در پست مدرنیسم- باشگاه اندیشه(www.bashgah.net)