موسسه ماه مهر

۲۵ آذر ۱۳۹۶
files_exhibition_IMG_2065[854aa2cf9e18e11c84460a6aff5ab462].jpg

بیتا وکیلی " شهریور "


بیتا وکیلی " شهریور "

files_exhibition_IMG_2027[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg

(1 تا 18 اردیبهشت ماه 1391)

هستی فرم از هاویه رنگ

در مروری بر فعالیت های هنری بیتا وکیلی  شاهد چند دوره و مرحله از کارهایش هستیم. دوره اول فعالیت این هنرمند با آبستراکسیون های رها آغاز می شود، روندی که به قول بابک اطمینانی « رفتارماده » نامیده می شود، یعنی سپردن سطح بکر بوم به دست رنگدانه و رقیق کننده ها. در این رفتار هنری نقاش، مواد و رنگ ها را با الهام از منابع تصویری طبیعت بر روی بوم سازماندهی می کند و به خود وا می گذارد. در پایان با ضربه های هدایت شده قلم به پرداخت نهایی آنها می پردازد.در این دوره وکیلی در جستجوی نمایش فرم های آشنای طبیعت از فاصله های غیر متعارف ، بسیار دور و یا بسیار نزدیک می باشد. ابرها ، آب ها ، رگه های چوب و سنگ، غبارات کیهانی و سحابی های رنگین با این نگاه شکلی تجریدی به خود می گیرند و هنرمند خواستار ثبت اشکال رها شده و یا بسته جهان لایتناهی است.

در مرحله بعدی، این قاعده مندی در هم می ریزد و هنرمند از فاصله متعادل تری به اشکال طبیعت نظر دوخته و آنها را از نزدیک مشاهده می کند و به قول خودش از ارتفاع بالا به پایین می آید. وکیلی تلاش می کند، به مفهوم و سازوکارهای زندگی بپردازد و آن را نه از فاصله بسیار دور ، پنهان در لایتناهی فضا، بلکه در روی کره خاکی جستجو کند و در این دریافت و بازیافت به روابط پیچیده آدم ها و اجتماع می پردازد، و با درکی واقعی از مشکلات و پارادوکس های زندگی امروز، نقاشی می کند. در این سیر و سلوک، واقعیت ها را با چهره واقعی نگاه میکند، و در رابطه با این کشف و شهود اظهار می دارد « این جا سرزمین اتفاق هاست. ما در سرزمینی زندگی می کنیم که هنوز آدم های ارزشمندی دارد، ما میتوانیم زندگی را با وجود آنها جلو ببریم ... انگار از درون تاریکی چیزی را بیرون بیاوریم » هنرمند تلاش میکند موقعیت اجتماعی خود را در مواجهه با رویداد ها مشخص کند. این امر بیانگر نوعی استنتاج فلسفی در مورد انسانی اجتماعی خود و انسان نقاشش می باشد.

در این مرحله ، تابلو هایش پذیرای حضور اشیاء و موادی چون پارچه و مواد طبیعی ، گلبرگ، برگ و خزه می شود. هرچند استفاده از آنها نوعی تجربه تکنیکی و بافت و جنسیت اشیاء است. اما در عین حال هنرمند تلاش دارد با افزودن اجزاء طبیعت، خود را به بطن پرطپش زندگی نزدیک کند . او خود میگوید : « من از طبیعت برای بیان درونی استفاده میکنم.»

وکیلی در مجموعه آثار اخیرش، از مرحله ای که تلاش داشت هیولا و هاویه اولیه را در کارهایش بنمایاند، عبور کرده و به چرایی شکل گیری جهان تصویری جدیدش پرداخته است. هنرمند تلاش دارد هیجان ها و احساسات درونی خویش را با آرامش و وقار طبیعت در هم بیامیزد، تا به جوشش و غلیان رنگ و مواد و نور در روی بوم برسد. حالا دیگر به دنبال تصویر کردن رویداد های طبیعت نیست چون آنها را کافی نمیداند. او به دنبال عطر و طعم فضا و حتی دمای فضا و انتقال حس های متفاوت بر روی بوم می گردد.

کارهای اخیر او جسمانی شده اند و از سطح به درون به بطن ، به نقطه تکوین وجود در پیکر انسان، یعنی رحم شده اند.فرم های پیچان روی بوم ها به سوی نوعی نمایش چرخش و حرکت حلزونی جنینی معطوف گشته اند. رنگ های خالص ، شفاف ، خاکستری و گاه صورتی و سرخ ، برشی از دوران جنینی را مینمایانند.

هسته مرکزی تیره رنگ شباهت غریبی به نطفه و « خون بسته » دارد. نقطه پیدایش و تکوین انسان در بطن یک زن. ویژگی منحصر به فرد زنانه که روزگاری حیات بخش بودن آن مورد ستایش انسان بود و دوران طولانی و طلایی زنان یعنی دوران « مادر سالاری » را موجب گشته بود. روزگار شیرینی که اکنون با پیدایی دوره مردان به پایان رسیده است!

این گرایش یا تمایل از کجا نشات میگیرد؟

آیا هنرمند در پی اعلام هویتی زنانه است؟ و نیروی زاینده ای که بقای انسان را تضمین کرده است؟ یا این جرم اولیه بسته و تیره رنگ، مرکز و نیرو رسان حرکت چرخشی آثارش است که شباهتی عجیب به زایش مواد در دل ذرات و توده عظیم ماده در فضای بی نهایت جهان دارد؟ نمایشی کلان در مفهوم حرکت و زایش هستی.

*  *  *

بیتا وکیلی در این سالها که میدان خلاقیت های هنرهای تجسمی تحت نفوذ فزاینده فرم های پیکره نما (فیگوراتیو) قرار دارد ، اصرار دارد که تابلوهایی تجریدی بیافریند، اما در این سری کارها شاهد پیدایی فیگور و کلاژ مواد صنعتی هستیم که نماد دانش و فناوری فرهنگ غربی می باشد، پیش ساخته هایی که تصویر ابر شهر های عظیم آن سوی آب ها را بر می نماید.

این دو رویکرد یا دو سویگی، نمایاندن فرم های چرخان و جنینی و حتی چهره یک زن، ذهنیت و ویژگی تمدن شرقی را بازتاب می نمایاند، که در محاصره عناصر غربی، پیچ و مهره و آسمان خراش و ترانزیستور قرار دارد، و مرزهای حضور پدیده نخست را با مونجوق ها و خط رنگ هایی برجسته مشخص می کنند. شکلی از محاصره شدگی اندیشه شرقی با منطق مدرن غربی، بی آنکه هنرمند در تلاش پاسخگویی به این معضل برآید.

فضای آثار، هنوز از گرایشی تجریدی متاثر است، که مفهوم غایی را در پرده ای از ابهام فرو می برد و چرایی بسیاری سوالات مطرح را بی آنکه پاسخی بدان ها داده شده باشد به مخاطب واگذار می کند، تکلیفی که از نخستین اثر آبستره که در سال 1913 توسط کاندینسکی خلق شد، بر گرده و عهده مخاطب نهاده شد.

 

م.ب. ضیایی – اسفند 90 - پاریس

 

 

 

 

 


IMG_2029.jpg IMG_2022.jpg IMG_2019.jpg IMG_2037.jpg