موسسه ماه مهر

۲۶ آذر ۱۳۹۶
files_events_734951400_x_850[854aa2cf9e18e11c84460a6aff5ab462].jpg

سیاستِ زیباشناسی و صحنه‌هایی از رژیم استتیکی هنر


سیاستِ زیباشناسی و صحنه‌هایی از رژیم استتیکی هنر

files_events_391771400_x_400[328187c87c893f3486b07854ba6dd128].jpg


تاریخ شنبه ۱۶ شهریور ماه. ساعت ۱۸ تا ۲۰

ارسلان ریحان‌زاده

پرسشِ نسبتِ میان استتیک (زیباشناسی) و سیاست، یا به بیانی دیگر، پرسشِ نسبتِ میان هنر و غیر-هنر، از مهم‌ترین درگیری‌های فکری فیلسوفان و متفکران حوزه‌ی استتیک و هنر بوده است. امری که از ابتدای تاریخ تکوین این حوزه، در اواخر قرن 18، تا به امروز، توجه فیلسوفان را به خود جلب کرده و همواره آنان را بر آن داشته تا از این نسبتْ صورت‌بندی‌های نطری-مفهومی تازه‌تری ارائه دهند. آ‌ن‌طور که می‌توان گفت تمامی مباحث مربوط به "خودآئینی" و "دگرآئینیِ" اثر هنری و نیز مفاهیم "هنر خودآئین" و "هنر متعهد" از دل درگیری فیلسوفان استتیک با این پرسش سر برآورده است. ژاک رانسیر (-1940) فیلسوف فرانسوی، با طرح آرای درخشان خود درباره‌ی سیاست و استتیک، در دو دهه‌ی اخیر توانسته به مباحث مربوط به پرسشِ نسبتِ میان استتیک و سیاست جان تازه‌ای ببخشد. رانسیر به‌روشنی نشان می‌دهد که در دوره‌ی دویست‌ساله‌ی تاریخ استتیکی هنر رابطه‌ی میان هنر و غیر-هنرْ دیالکتیکی می‌شود و در نتیجه دیگر نمی‌توان از خودآئینی صرف اثر هنری سخن راند. از این‌روی در تاریخ استتیکی هنرْ اثر هنریِ اصیلْ با تن دادن به چنین دیالکتیکی مرز میان هنر و غیر-هنر را مبهم می‌سازد و در همان حال که در درون خود با سویه‌های دگرآئینِ غیر-هنر روبه‌رو می‌شود بر خودآئینی خود نیز تأکید می‌کند. تلاش دارم با ارائه‌ی طرحی نظری از چگونگی دیالکتیکی شدن رابطه‌ی هنر و غیر-هنر در تاریخ استتیکی هنر، آن دقایقی از این تاریخ را معرفی کنم که این دیالکتیک به بهترین شکل خود را نمایان می‌سازد. جنبش امپرسیونیسم در نقاشی، رمان مادام بوواری گوستاو فلوبر، شعر منثور نیلوفر آبی سفید استفان مالارمه، پروژه‌ی هنری من و ما، کاری از گروه «کمپ شهری» پاریس که در سال 2002 برنده‌ی جایزه‌ی بنیاد ایونز شد، صحنه‌هایی از رژیم استتیکی هنر اند که با تمرکز بر آنها سعی خواهم کرد بحثِ دیالکتیکی شدن رابطه‌ی هنر و غیر-هنر و نسبت میان استتیک و سیاست را انضامی سازم.